Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رفاق

تلفظ بین المللی : /rafˈɑq1/ تلفظ :‌ [Raf'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • رفاق سر
  • رفاقت
  • رفاقت و معاونت
  • شایسته رفاقت
  • دزدی در لباس رفاقت یا در بی خبری
  • کش رفتن با رفاقت و سیاست
  • رفاقه
  • رسم رفاقت
  • سرمایه داری رفاقتی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

رفاق . [ رِ ] (ع مص ) مُرافَقَة. (ناظم الاطباء). رجوع به مرافقة شود.

رفاق. [ رِ ] ( ع اِ ) ریسمانی که بدان بازوی شتر بندند تا آهسته رود. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رشته ای که با آن بازوی شتر را ببندند هرگاه بیم آن رود که آرزومند وطن خود شود. ج ، رُفُق. ( از اقرب الموارد ). || دورویی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || ج ِ رفقة، به تثلی...

فرهنگ عمید

رفقه#NAME?

= رفقه

فرهنگ معین

(رِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ رفقه . یاران ، همراهان .

فرهنگ فارسی

همراهان، جمع رفقه
( اسم ) ریسمانی که بدان دستهای شتر را بندند .

گویش مازنی

ایوان – سکو

/refaagh/ ایوان – سکو

کلمات مرتبط

  • رفاق سر
  • رفاقت
  • رفاقت و معاونت
  • شایسته رفاقت
  • دزدی در لباس رفاقت یا در بی خبری
  • کش رفتن با رفاقت و سیاست
  • رفاقه
  • رسم رفاقت
  • سرمایه داری رفاقتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات