کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رغبت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : رغبت کردن
تلفظ بین المللی :
/rˈeq1bat kˈardan/
تلفظ :
[R'eq1bat k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بی رغبت کردن
رغبت
رغبت جنسی
رغبت داشتن
رغبت شدید
رغبت آوردن
رغبت انگیز
رغبت اوردن
رغبت نمودن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
رغبت کردن. [ رَ / رِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کیپانیدن و مایل شدن. ( ناظم الاطباء ). تنافس. ( ترجمان القرآن ) ( دهار ) ( مصادر اللغه زوزنی ). اراده کردن. رغبت داشتن. راغب شدن. مایل گردیدن. ( یادداشت مؤلف ) : شتاب را چو کند پیر در ورع رغبت درنگ را چو کند بر گنه جوان اصرار.ابوحنیفه اسکافی ( از تاریخ بیهقی ).گر به پنداندر رغبت کنی ای خواجه پندنامه است ترا دفتر اشعارش.ناصرخسرو.گرهمی اندر دین رغبت کنی...
فرهنگ فارسی
رغبت داشتن
کلمات مرتبط
بی رغبت کردن
رغبت
رغبت جنسی
رغبت داشتن
رغبت شدید
رغبت آوردن
رغبت انگیز
رغبت اوردن
رغبت نمودن
نظرات