معانی کلمه : رعایا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
رعیت#NAME?
= رعیت
فرهنگ معین
(رَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ رعیت .
فرهنگ فارسی
جمع رعیت
( اسم ) ۱ - عامه مردم گروهی که دارای سرپرست و راعی باشند . ۲ - کشاورزانی که برای مالک زراعت کنند . ۳ - اتباع پادشاه تبعه یک کشور .
( اسم ) ۱ - عامه مردم گروهی که دارای سرپرست و راعی باشند . ۲ - کشاورزانی که برای مالک زراعت کنند . ۳ - اتباع پادشاه تبعه یک کشور .
مترادف و متضاد
peasantry (اسم)
بی تربیتی، رعایا، جماعت دهقانان
