Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رطلی

تلفظ بین المللی : /rˈatli/ تلفظ :‌ [R'atli]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رالی
  • رجلی
  • رحلی
  • رطل
  • رملی
  • ساعت رملی
  • سرسرۀ ریلی
  • عروسک ریلی
  • کامیون بَری ریلی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رطلی. [ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به رطل. || آنکه رطل باده کشد. ( فرهنگ فارسی معین ) :
من به نیروی عشق و عذر شراب
کردم آنها که رطلیان خراب.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به رطل . ۲ - آنکه رطل باده کشد .

کلمات مرتبط

  • رالی
  • رجلی
  • رحلی
  • رطل
  • رملی
  • ساعت رملی
  • سرسرۀ ریلی
  • عروسک ریلی
  • کامیون بَری ریلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات