معانی کلمه : رضفه
لغت نامه دهخدا
رضفة. [ رَ ف َ ] (ع اِ) یکی رَضْف . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). واحد رضف ، یعنی مابین پاچه و دست اسب . (ازناظم الاطباء). و رجوع به رَضْف در معنی اسمی شود.
فرهنگ فارسی
یا رضفه کنده زانو گرد نای زانو عین الرکبه و آن استخوانی است مستدیر الشکل کشگک کاسه زانو
