Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رصاف

تلفظ بین المللی : /rasˈɑf/ تلفظ :‌ [Ras'Af]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قوران الرصاف
  • رصافه
  • رصافی محمد بن غالب الرفا
  • رصافی معروف
  • رصافیه
  • رصافی
  • جامع الرصافه
  • باب الرصافه
  • ارش رصافی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رصاف. [ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ رَصَفَة. ( ناظم الاطباء ). پی که بر تیر و کمان پیچند، و واحد آن رَصَفة است. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به رَصَفة شود. || ج ِ رَصیف. ( ناظم الاطباء ). ج ِرَصیف. به معنی پیهای اسب است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پیهای اسب است و واحد آن رَصیف. || استخوان پهلو. ج ، رَصَف ، رُصُف. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

جمع رصفه پی که بر تیر و کمان پیچند و واحد آن رصفه است جمع رصیف استخوان پهلو

کلمات مرتبط

  • قوران الرصاف
  • رصافه
  • رصافی محمد بن غالب الرفا
  • رصافی معروف
  • رصافیه
  • رصافی
  • جامع الرصافه
  • باب الرصافه
  • ارش رصافی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات