معانی کلمه : رصاص
لغت نامه دهخدا
رصاص . [ رَص ْ صا ] (ع ص ) فروشنده ٔ ارزیز و یا سرب و قلعی گر. (ناظم الاطباء). ارزیزگر. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. قلع، قلعی، ارزیر.
۲. سرب
۲. سرب
فرهنگ معین
(رَ ) [ ع . ] (اِ. ) سرب .
فرهنگ فارسی
قلع، قلعی، ارزی ، سرب، رزازهم میگویند
( اسم ) سرب اسرب ارزیز . توضیح : رصاص بر دو قسم است : سیاه که همان سرب و ابار باشد سپید که قلعی و قصدیر بود .
فروشنده ارزیز و یا سرب و قلعی گر
( اسم ) سرب اسرب ارزیز . توضیح : رصاص بر دو قسم است : سیاه که همان سرب و ابار باشد سپید که قلعی و قصدیر بود .
فروشنده ارزیز و یا سرب و قلعی گر
