Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رصاص

تلفظ بین المللی : /rasˈɑs/ تلفظ :‌ [Ras'As]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • رصاص ابیض
  • رصاص اسود
  • رصاص قلع
  • لاقط الرصاص
  • اسفیداج الرصاص
  • حسن رصاص
  • خبث الرصاص
  • ام الرصاص
  • رصاصه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رصاص . [ رَص ْ صا ] (ع ص ) فروشنده ٔ ارزیز و یا سرب و قلعی گر. (ناظم الاطباء). ارزیزگر. (یادداشت مؤلف ).

رصاص . [ رَ ] (ع اِ) ارزیز، یعنی قلعی ، که به هندی رانگ گویند. (غیاث اللغات ). ارزیز، و عامه آن را به کسر تلفظ کنند و آن دو است : سیاه که سرب و ابار باشد و سپید که قلعی و قصدیر بود. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). قلعی . ارزیز. کفشیر. رصاص...

فرهنگ عمید

۱. قلع، قلعی، ارزیر.
۲. سرب

فرهنگ معین

(رَ ) [ ع . ] (اِ. ) سرب .

فرهنگ فارسی

قلع، قلعی، ارزی ، سرب، رزازهم میگویند
( اسم ) سرب اسرب ارزیز . توضیح : رصاص بر دو قسم است : سیاه که همان سرب و ابار باشد سپید که قلعی و قصدیر بود .
فروشنده ارزیز و یا سرب و قلعی گر

کلمات مرتبط

  • رصاص ابیض
  • رصاص اسود
  • رصاص قلع
  • لاقط الرصاص
  • اسفیداج الرصاص
  • حسن رصاص
  • خبث الرصاص
  • ام الرصاص
  • رصاصه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات