Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رشوه

تلفظ بین المللی : /rˈeʃveː/ تلفظ :‌ [R'eSve:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • رشوه خوار
  • رشوه خواره
  • رشوه خواری
  • رشوه خور
  • رشوه خوردن
  • رشوه خوری
  • رشوه دادن
  • رشوه ده
  • رشوه ستدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

رشوة. [ رَش ْ وَ ](ع اِ) رُشْوة. رِشْوة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). رجوع به رِشْوة و رُشْوة شود.

رشوة. [ رُش ْ وَ ] (ع اِ) رَشْوة. رِشْوَة. (ناظم (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به رِشْوة و رَشْوَة شود.

رشوة. [ رِش ْ وَ ] (ع اِ) رُشْوة. رَشْوَة. (کشاف زمخشری ). پاره و رشوة ج ...

فرهنگ عمید

آنچه از پول و مانند آن به کسی می دهند تا کاری برخلاف وظیفۀ خود انجام دهد یا حق کسی را ضایع و باطل کند یا حکمی برخلاف حق و عدالت بدهد، پاره، بلکفد، بلکفت.

فرهنگ معین

(رِ یارُ وِ ) [ ع . رشوة ] (مص م . ) دادن پول یا مال دیگر به کسی برای انجام کارِ ناحق .

دانشنامه آزاد فارسی

رِشوهاصطلاحی فقهی. مالی است که به قاضی می پردازند تا به مصلحتِ پردازنده، حکم کند. به این کار رشوه، به پردازنده راشی و به گیرنده مرتشی و به دلّال و واسطۀ رشوه، رائش گویند. به اجماع مسلمانان، دادن و گرفتن رشوه حرام است. از پیامبر اکرم (ص) نقل است که رشوه به منزلۀ کفر به خدای متعال و رسول اوست؛ برخی رشوه را حتی برای تسریع در صدور رأی نیز حرام می دانند. دربارۀ هدیه به قاضی، اختلاف نظر است. برخی با تفص...

فرهنگ فارسی

آنچه به کسی بدهندتابرخلاف وظیفه اش عمل نماید
۱ - ( مصدر ) دادن مالی به کسی برای انجام دادن مقصود خود . ۲ - ( اسم ) آنچه به کسی دهند تا کارسازی ناحق کند پاره بلکفد بلکفت .
یا رشوه

مترادف و متضاد

کود

ارتشا، باج، باج‌سبیل، پاره، رشوت، لاج

۱. ارتشا، باج، باجسبیل، پاره، رشوت، لاج
۲. کود

bribe (اسم)رشوه، پاره، بدکندbribery (اسم)تطمیع، رشوه، رشوه خواری، خود فروشی، ارتشاء، رشوه گیری، رشاء، پاره ستانیbaksheesh (اسم)انعام، بخشش، رشوهpayola (اسم)رشوهpalm greasing (اسم)رشوهsubornation (اسم)رشوه، اغواء، اغواء بکار بد، زیر پا نشینی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مالی را که به قاضی پرداخت می شود تا حکم را به نفع صاحب مال تغییر دهد رشوه می گویند.از رشوه در باب تجارت و قضاء سخن گفته اند.رشوه مال بذل شده به قاضی جهت حکم به نفع صاحب مال است.نظر لغویین و فقهادر معنای رشوهکلمات لغویان و نیز فقها در معنای رشوه ازچند جهت مختلف و پراکنده است:۱. آیا رشوه اختصاص به احکام دارد یا گستره آن غیر احکام را نیز دربر می گیرد؟ به عبارت دیگر، آیا رشوه عبارت است از م...

واژه نامه بختیاریکا

رشوه کشوه

کلمات مرتبط

  • رشوه خوار
  • رشوه خواره
  • رشوه خواری
  • رشوه خور
  • رشوه خوردن
  • رشوه خوری
  • رشوه دادن
  • رشوه ده
  • رشوه ستدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات