کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : رسوم دار
تلفظ بین المللی :
/rˈosuːm dˈɑr/
تلفظ :
[R'osu:m d'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تخته رسم گیره دار
اسم و رسم دار
رسم دارمله
نقش رستم دارابگرد
رستم دارمحله
سنگ نوشته داریوش یکم در نقش رستم
رستمدار
رستمداری محمد بن فخرالدین مشکک
رسولدار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رسوم دار. [ رُ ] ( نف مرکب ) کسی که علاوه بر مواجب ، وظیفه دیگر داشته باشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کسی که علاوه بر مواجب وظیفه دیگر داشته باشد .
کلمات مرتبط
تخته رسم گیره دار
اسم و رسم دار
رسم دارمله
نقش رستم دارابگرد
رستم دارمحله
سنگ نوشته داریوش یکم در نقش رستم
رستمدار
رستمداری محمد بن فخرالدین مشکک
رسولدار
نظرات