Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رسوب

تلفظ بین المللی : /rˈosuːb/ تلفظ :‌ [R'osu:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • رسوب 1
  • رسوب 2
  • رسوب آب سو
  • رسوب آب شیرین
  • رسوب آتش سو
  • رسوب خشکی زاد
  • رسوب ده الکترواستاتیکی
  • رسوب ده ایستابرقی
  • رسوب دهنده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

رسوب . [ رَ ] (ع اِ) سر نره . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (ص ) شمشیر درگذرنده . (ناظم الاطباء). شمشیر ماضی و درگذرنده در ضریبة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شمشیر که در زخمگاه دور فروشود. ج ، رُسُب . (مهذب الاسماء). || مرد حلیم . || داهیه (زیرک و هوشیار). (از اقرب الموارد).

رسوب . [ رُ ] (ع مص ) ته نشین شدن چیزی در آب . (از اقرب الموارد). به...

فرهنگ عمید

۱. ذرات ریز داخل مایع یا گاز که ته نشین می شوند.
۲. در آب فرو رفتن چیزی، ته نشین شدن، در ته ظرف نشستن دُرد یا جرم چیزی.

فرهنگ معین

(رُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) ته نشین شدن ، ته نشینی . ۲ - (اِ. )دُرد، ته نشست .

دانشنامه آزاد فارسی

رسوب (sediment)هر مادۀ سست و فرونشسته، معمولاً نهشته شده بر اثرِ کاهش سرعت باد یا جریان هوا، از تعلیقی در آب، یخ یا هوا. رسوباتِ شناخته شده بر اساس افزایش درشتی عبارت اند از رس، گل، سیلت، ماسه، شن، ریگ، قلوه سنگ، و گرداله سنگ. رسوبات با سنگ های رسوبی، متفاوت اند. در سنگ های رسوبی نهشته ها براثر فرآیند سنگش یا سنگی شدن (انجماد) به هم متصل می شوند و توده های سخت سنگ را به وجود می آورند. ریگ های سیما...

فرهنگ فارسی

ته نشین شدن، درته ظرف نشستن دردیاجرم چیزی
۱ - ( مصدر ) ته نشین شدن در ته ظرف قرار گرفتن درد یا جرم شئ . ۲ - ( اسم ) ته نشینی . ۳ - ته نشست . ۴ - ( اسم ) هر چیزی که در ته آب و شراب یا مایعی دیگر فرو نشیند درد دردی . یا رسوب بول املاح و عناصر سلولی یا غیر سلولی که در ادرار مریضان ته نشین شود و مورد آزمایش قرار گیرد ته نشین شاش .
درد لرد ته نشست

دانشنامه عمومی

رسوب یا ته نشست به هر ذره ای که توسط جریان سیال، منتقل شده و سرانجام نهشته (deposit) شود، گفته می شود. رسوب ها در بیش تر مواقع توسط آب (فرایندهای رودخانه ای)، باد (فرایندهای بادی) و یخچال های طبیعی منتقل می شوند. نهشته های شن های ساحل و مجرای رودخانه ها نمونه هایی از انتقال و نهشتگی رودخانه ای هستند، هرچند که رسوبات، اغلب بیرون از آب ساکن یا آرام دریاچه ها و اقیانوس ها، ته نشین می شود. تپه های شنی...

مترادف و متضاد

بقایا، تفاله، ته‌نشست، ته‌نشین، جرم، درد، لای، لرد

alluvium (اسم)رسوب، ابرفت، ته نشینsediment (اسم)رسوب، ته نشین، طاقی، ته نشست، درده، لایfouling (اسم)رسوب، دردهsinter (اسم)رسوب، ته مانده و زوائد ذوب انtartar (اسم)رسوب، ته نشین، درده، تاتار، باره دندانcondensate (اسم)رسوب، هم چگالresiduum (اسم)رسوب، تفاله، تفاضل، باقی، باقی مانده، پس ماندهdreg (اسم)رسوب، ته نشین، اشغال، درده، پس مانده، خرده ...

فرهنگ فارسی ساره

ته نشست، ته نشین، ته نشینی، لا

فرهنگستان زبان و ادب

{precipitate} [شیمی، مهندسی بسپار] ماده ای که از یک محلول یا محلول تعلیقی براثر تغییر شیمیایی یا فیزیکی جدا شود
{sediment} [زمین شناسی] مواد جامد معلق در مایع که ته نشین شود

کلمات مرتبط

  • رسوب 1
  • رسوب 2
  • رسوب آب سو
  • رسوب آب شیرین
  • رسوب آتش سو
  • رسوب خشکی زاد
  • رسوب ده الکترواستاتیکی
  • رسوب ده ایستابرقی
  • رسوب دهنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات