Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ رستۀ ابلی

تلفظ بین المللی : /rastˈeje ˈaːbli/ تلفظ :‌ [Rast'eje 'a:bli]
فرهنگستان زبان و ادب
  • رستۀ آبِلی
  • رستۀ جمعی
  • رستۀ حاصل ضرب
  • رستۀ دوگان
  • قضیۀ رستۀ بئر
  • رست
  • رست کردن
  • رستا
  • رستق
فرهنگستان زبان و ادب

فرهنگستان زبان و ادب

رستۀ آبلی
{Abelian category} [ریاضی] یک رستۀ جمعی که هر ریختار آن دارای هسته و هم هسته است و همه ریختارهای Coim f → Im f مربوط به آن یکریختی هستند

کلمات مرتبط

  • رستۀ آبِلی
  • رستۀ جمعی
  • رستۀ حاصل ضرب
  • رستۀ دوگان
  • قضیۀ رستۀ بئر
  • رست
  • رست کردن
  • رستا
  • رستق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات