کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رس-کردن | کلماتور
معانی کلمه : رس کردن
تلفظ بین المللی :
/rˈos kˈardan/
تلفظ :
[R'os k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پایگاه هوایی ملی رسکرنس
فرودگاه رسکرنس مموریال
رس
رُس
رس انداختن
رس شدن
رُس آماسی
رُس آهکی
رُس تخته سنگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رس کردن. [ رُس س / رُک َ دَ ] ( مص مرکب ) رست کردن. رجوع به رس و رس شدن و رست شدن و رست کردن شود: رس کردن شکر؛ متبلور شدن آن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
رست کردن
کلمات مرتبط
پایگاه هوایی ملی رسکرنس
فرودگاه رسکرنس مموریال
رس
رُس
رس انداختن
رس شدن
رُس آماسی
رُس آهکی
رُس تخته سنگی
نظرات