Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رزم کردن

تلفظ بین المللی : /rˈazm kˈardan/ تلفظ :‌ [R'azm k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رام کردن
  • رجم کردن
  • رحم کردن
  • رم کردن
  • رنگ رم کردن
  • رسم کردن
  • کشف رمز کردن
  • یک رقم کردن
  • رام کردن زن سرکش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رزم کردن. [رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جنگیدن و جنگ و نبرد کردن. ( ناظم الاطباء ) : که در کشور هند چون رزم کردبدان را سر اندرکشیده به گرد.فردوسی.سپاهی ز استخر بی مر ببردبشد ساخته تا کند رزم کرد.فردوسی.وز آن پس کنی رزم با اردوان که اختر جوان است و خسرو جوان.فردوسی.اندر عراق بزم کنی در حجاز رزم اندر عجم مظالم و اندر عرب شکار.منوچهری.به دشت گل و خار و گنداب و چاه مکن رزم کافتد به سختی سپاه.اسدی....

فرهنگ فارسی

جنگیدن و جنگ و نبرد کردن

کلمات مرتبط

  • رام کردن
  • رجم کردن
  • رحم کردن
  • رم کردن
  • رنگ رم کردن
  • رسم کردن
  • کشف رمز کردن
  • یک رقم کردن
  • رام کردن زن سرکش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات