Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رزبر

تلفظ بین المللی : /rˈazbar/ تلفظ :‌ [R'azbaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بنیاد رزبری پای
  • رزبروگ هرینگ
  • رزبری
  • رزبری تاسمانیا
  • رزبری نیو ساوت ولز
  • رزبری پای
  • رزبری کیتون
  • نیکو رزبرگ
  • رابر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رزبر. [ رَ ب ُ ] ( نف مرکب ) رزبرنده. که رز را ببرد. که رز را تراش دهد. برنده رز. || ( اِ مرکب ) افزاری که بدان درخت رز را تراش دهند. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). آلت رز و تاک بریدن باشد. ( آنندراج ). داسی که بدان رز و امثال آن برند. مِشْذَب. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

داس کوچکی که با آن شاخه های زائد تاک را میبُرند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) افزاری که بدان درخت رز را تراش دهند .

کلمات مرتبط

  • بنیاد رزبری پای
  • رزبروگ هرینگ
  • رزبری
  • رزبری تاسمانیا
  • رزبری نیو ساوت ولز
  • رزبری پای
  • رزبری کیتون
  • نیکو رزبرگ
  • رابر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات