معانی کلمه : رز
لغت نامه دهخدا
رز. [ رُ ] (ع اِ) برنج . اَرُزّ. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رُزّ و اَرُزّ شود.
رز. [ رُ ] (فرانسوی ، اِ) گُل سرخ . گُل محمدی . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به دو کلمه ٔ بالا شود.
فرهنگ عمید
مصیبت بزرگ.
گل سرخ.
۱. (زیستشناسی) انگور.
۲. باغ.
۳. باغ انگور.
۴. [مجاز] شراب.
۵. (بن مضارعِ رزیدن) = رزیدن
۶. رنگکننده؛ رزنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): رنگرز.
فرهنگ معین
( ~.) (اِ.) زهر هلاهل .
(رُ) [ فر. ] (اِ.) گل سرخ .
(رَ) (اِ.) 1 - درخت انگور. 2 - انگور.
(رَ ) (اِ. ) ۱ - درخت انگور. ۲ - انگور.
( ~. ) (اِ. ) زهر هلاهل .
(رُ ) [ فر. ] (اِ. ) گل سرخ .
( ~. ) (اِ. ) زهر هلاهل .
(رُ ) [ فر. ] (اِ. ) گل سرخ .
دانشنامه آزاد فارسی
رُز
رجوع شود به:گل سرخ
رجوع شود به:گل سرخ
wikijoo: رز
فرهنگ فارسی
تاکستان، باغ انگور، انگور، درخت انگور، تاک، مو، گل سرخ، گل محمدی، گل رشتی، رنگ گلی
( اسم ) زهر هلاهل سم مهلک : آب رز ( آب زهر ) .
ده از بخش نمین شهرستان اردبیل
( اسم ) زهر هلاهل سم مهلک : آب رز ( آب زهر ) .
ده از بخش نمین شهرستان اردبیل
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
درخت انگور
۱ریز ۲دره ۳پرت گاه
عملی در بافتن ریسمان
صخره ایی که سنگ های آن ریزش کند
/rez/ ریز - دره ۳پرت گاه & درخت انگور & عملی در بافتن ریسمان & صخره ایی که سنگ های آن ریزش کند
فرهنگ اسم ها
اسم: رز (دختر) (فرانسوی) (طبیعت، گل) (تلفظ: roz) (فارسی: رز) (انگلیسی: roz)
معنی: گلی از خانواده گل سرخ دارای گل های رنگارنگ، ( فرانسوی، rose ) ( در گیاهی ) گلی از خانواده گل سرخ دارای گل هایی به رنگ های متفاوت، گلی از خانواده گل سرخ دارای گلهایی به رنگهای مختلف
معنی: گلی از خانواده گل سرخ دارای گل های رنگارنگ، ( فرانسوی، rose ) ( در گیاهی ) گلی از خانواده گل سرخ دارای گل هایی به رنگ های متفاوت، گلی از خانواده گل سرخ دارای گلهایی به رنگهای مختلف
مترادف و متضاد
انگور، تاک، مو
