Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رز

تلفظ بین المللی : /rˈoz/ تلفظ :‌ [R'oz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • رز اباد
  • رز ابادی
  • رز کنار
  • رز گردن
  • رز صخره ای
  • رز عطری
  • رز فردریک
  • رز ارغوانی قاهره
  • رز الیوسف
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

رز. [ رُ ] (ع اِ) برنج . اَرُزّ. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رُزّ و اَرُزّ شود.

رز. [ رُ ] (فرانسوی ، اِ) گُل سرخ . گُل محمدی . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به دو کلمه ٔ بالا شود.

رز. [ رِ ] (ع اِ) در عربی شالی را گویند که برنج پوست دار باشد، چه رَزّاز برنجکوب را گویند. (برهان ) (لغت محلی شوشتر). رجوع به رُزّ شود....

فرهنگ عمید

مصیبت بزرگ.

گل سرخ.

۱. (زیست‌شناسی) انگور.
۲. باغ.
۳. باغ انگور.
۴. [مجاز] شراب.
۵. (بن مضارعِ رزیدن) = رزیدن
۶. رنگ‌کننده؛ رزنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): رنگرز.

گل سرخ.مصیبت بزرگ.۱. (زیست شناسی ) انگور.۲. باغ.۳. باغ انگور.۴. [مجاز] شراب.۵. (بن مضارعِ رزیدن ) = رزیدن۶. رنگ کننده، رزنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): رنگرز....

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) زهر هلاهل .

(رُ) [ فر. ] (اِ.) گل سرخ .

(رَ) (اِ.) 1 - درخت انگور. 2 - انگور.

(رَ ) (اِ. ) ۱ - درخت انگور. ۲ - انگور.
( ~. ) (اِ. ) زهر هلاهل .
(رُ ) [ فر. ] (اِ. ) گل سرخ .

دانشنامه آزاد فارسی

رُز
رجوع شود به:گل سرخ
wikijoo: رز

فرهنگ فارسی

تاکستان، باغ انگور، انگور، درخت انگور، تاک، مو، گل سرخ، گل محمدی، گل رشتی، رنگ گلی
( اسم ) زهر هلاهل سم مهلک : آب رز ( آب زهر ) .
ده از بخش نمین شهرستان اردبیل

دانشنامه عمومی

Hulthemia Dumort.×Hulthemosa Juz. (Hulthemia × Rosa)رُز، گل سرخ، گل محمدی، گل سوری، یا وَرد، سرده ای (رده ای) از تیرهٔ گل سرخ است که نزدیک به ۱۵۰ گونه دارد. جای اصلی رویش رز خودرو در نیمکرهٔ شمالی کرهٔ زمین است و تاکنون در نیمکرهٔ جنوبی رز خودرو دیده نشده است. گل رز در بسیاری از بخش های ایران به خوبی می روید همچنین در اکثر بخش های خاورمیانه، اروپا و روسیه نیز به فراوانی یافت می شود. این گیاه برای ...

گویش مازنی

درخت انگور

۱ریز ۲دره ۳پرت گاه

عملی در بافتن ریسمان

صخره ایی که سنگ های آن ریزش کند

/rez/ ریز - دره ۳پرت گاه & درخت انگور & عملی در بافتن ریسمان & صخره ایی که سنگ های آن ریزش کند

فرهنگ اسم ها

اسم: رز (دختر) (فرانسوی) (طبیعت، گل) (تلفظ: roz) (فارسی: رز) (انگلیسی: roz)
معنی: گلی از خانواده گل سرخ دارای گل های رنگارنگ، ( فرانسوی، rose ) ( در گیاهی ) گلی از خانواده گل سرخ دارای گل هایی به رنگ های متفاوت، گلی از خانواده گل سرخ دارای گلهایی به رنگهای مختلف

مترادف و متضاد

انگور، تاک، مو


کلمات مرتبط

  • رز اباد
  • رز ابادی
  • رز کنار
  • رز گردن
  • رز صخره ای
  • رز عطری
  • رز فردریک
  • رز ارغوانی قاهره
  • رز الیوسف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات