معانی کلمه : ردگون
لغت نامه دهخدا
ردگون . [ رُ دُ گُن ْ ] (اِخ ) دختر اردشیر دوم از پادشاهان هخامنشی و زن اُرُن ْتِس . رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1631 شود.
فرهنگ فارسی
دختر اردشیر دوم از پادشاهان هخامنشی و زن ارن تس .

ردگون . [ رُ دُ گُن ْ ] (اِخ ) دختر اردشیر دوم از پادشاهان هخامنشی و زن اُرُن ْتِس . رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1631 شود.