Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ردف

تلفظ بین المللی : /rˈadf/ تلفظ :‌ [R'adf]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • رِدْف
  • حرف ردف
  • رَدفسیل
  • ستارۀ رَدْفی
  • ردفورد رابرت
  • ردفیلد رابرت
  • ردفسیل
  • ستارۀ ردفی
  • گریفین دونالد ردفیلد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ردف . [ رَ دَ ] (ع مص ) لغتی است از رَدْف در پیروی کاری . (از اقرب الموارد).

ردف . [ رَ ] (ع مص ) پیروی کردن کسی را و پیرو او شدن . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). پیروی کردن کسی را. (از اقرب الموارد). از پی فراشدن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). از پی درآمدن . (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص 51). || پشت سر کسی سوار شدن . (ناظم الاطباء). از...

فرهنگ عمید

در قافیه، حروف علۀ ساکن (الف، واو، ی ) پیش از حرف روی، مانند ā در حساب و کتاب، u در شکور و صبور، و i در حسیب و نصیب.

فرهنگ معین

(رِ دْ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - پیرو، تابع . ۲ - ترک ، کسی که پشت سرِ سوار می نشیند. ۳ - هر الف و واو و یای ماقبل «روی » مانند شجاع ، نفور، بغیر چنین قافیه ای را «مُردَف » خوانند.

دانشنامه آزاد فارسی

رِدْفدر اصطلاح قافیه، حروف «ا»، و «و» و «ی» قبل از حرف رَوی که بر دو نوع است: ۱. ردف اصلی، مانند «ا» در «تار»، «و» در «دور»، «ی» در «پیر»؛ ۲. ردف زاید، که بین یکی از این سه حرف و حرف روی یک حرف ساکن فاصله می افتد. مانند «ا» در «کاشت»، «و» در «دوست»، «ی» در «ریخت». بین حرف روی و حرف ردف فقط شش حرف ممکن است قرار گیرد: خ، ر، س، ش، ف، ن.wikijoo: ردف ردف (اخترشناسی). رِدْف (اخترشناسی)رجوع شود به:ذنب ا...

فرهنگ فارسی

تابع وپیرو، آخرهرچیزکفل، سرین، ارداف جمع
( صفت ) ۱ - پیرو تابع . ۲ - کسی که پشت دیگری بر مرکوب سوار شود . ۳ - هر الف و واو و یای ماقبل [[ روی ]] مانند : شجاع نفور بعیر . توضیح : چنین قافیهای را مردف خوانند .
نشیننده سپس سوار یا هر چه در پس هر چیزی لازم باشد یا سرین . یا نتیجه است در اصطلاح منطق یا ستاره نزدیک نسر واقع .نام دیگر ذنب الدجاجه است .

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی رَدِفَ لَکُم: دنبال شماست - در پی شماستمعنی مُرْدِفِینَ: گروهی که در پی آنها گروهی دیگرند(ردف به معنای تابع است و ترادف به معنای این است که دو چیز و یا دو کس یکدیگر را تعقیب کنند ، و رادف به معنای متاخر است (آن کس که عقب تر است)، و مردف آن کس است که جلو سوار شده و کسی را پشت سر خود سوار کند .منظور از نزول...تکرار در قرآن: ۳(بار)«ردف» (بر وزن حرف) به معنای قرار گرفتن پشت سر چیزی ...

فرهنگستان زبان و ادب

ردْف
{Denab} [نجوم] پرنورترین ستارۀ صورت فلکی دجاجه و یکی از سه رأس مثلث تابستانی با قدر 1/2

کلمات مرتبط

  • رِدْف
  • حرف ردف
  • رَدفسیل
  • ستارۀ رَدْفی
  • ردفورد رابرت
  • ردفیلد رابرت
  • ردفسیل
  • ستارۀ ردفی
  • گریفین دونالد ردفیلد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات