Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رداس

تلفظ بین المللی : /radˈɑs/ تلفظ :‌ [Rad'As]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • موشک رداستون
  • رداسپ
  • پی جی ام 11 رداستون
  • رداستون نیوهمپشر
  • رداسم
  • سامنر رداستون
  • فرودگاه وست گیلفورد رداستون لیک واتر
  • یواس اس رداستار
  • ذات الرأس
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رداس. [ رَدْ دا ] ( ع ص ) مرد سنگ انداز. ( حاشیه ص 207 دیوان ناصرخسرو ) :
خرد و جهل کی شوند عدیل
برز را نیست آشنا ردّاس.
ناصرخسرو.

فرهنگ معین

(رَ دّ ) [ ع . ] (ص فا. ) مرد سنگ انداز.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مرد سنگ انداز .
مرد سنگ انداز

کلمات مرتبط

  • موشک رداستون
  • رداسپ
  • پی جی ام 11 رداستون
  • رداستون نیوهمپشر
  • رداسم
  • سامنر رداستون
  • فرودگاه وست گیلفورد رداستون لیک واتر
  • یواس اس رداستار
  • ذات الرأس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات