معانی کلمه : رخ پوشیدن
لغت نامه دهخدا
رخ پوشیدن. [ رُ دَ ] ( مص مرکب ) پنهان کردن روی. در نقاب رفتن. در حجاب شدن. روی نهان کردن به چیزی :
خوبرویان چو رخ نمی پوشند
عاشقان در طلب نمی کوشند.
خوبرویان چو رخ نمی پوشند
عاشقان در طلب نمی کوشند.
فرهنگ فارسی
پنهان کردن روی در نقاب رفتن
