رجه . [ رَج ْه ْ ] (ع مص ) به مردم چنگل زدن و درآویختن به آن . (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). آویختن به چیزی بادندان . (از اقرب الموارد). || گوالیدن کودک . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || جنبیدن و حرکت کردن چیزی . (از اقرب الموارد).
بندی که لباس روی ان پهن می کنند.
۱مرز علایم یا برجستگی های بین دو زمین ۲از روستاهای بابل ...
۱طناب رخت آویز که از الیاف گیاهی تهیه شود ۲مستقیم به طرف ...
دسته، رج، ریسمان، صف، قطار