Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رجاء

تلفظ بین المللی : /radʒˈɑ/ تلفظ :‌ [RadZ'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • رجاء بن حیوه
  • رجاء عالم
  • رجاء زفره ای
  • رجاء غزنوی
  • رجاء بن ابی ضحاک
  • رجاء بن منقذ عبدی
  • رأس الرجاء الص
  • رأس الرجاء الصالح
  • ابوالفتح رجاء بن ابراهیم یونسی اصفهانی
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

رجاء. [ رَ ] (اِخ ) مکنی به ابویحیی . محدث است و یزیدبن زریع از او روایت کند. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به ابویحیی ... شود.

رجاء. [ رَج ْ جا ] (ع ص ) ماده شتر بزرگ کوهان که در رفتن کوهانش بجنبد. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ماده شتر که دارای کوهان بزرگ و لرزان باشد. (از اقرب الموارد).

رجاء. [ رَ...

فرهنگ معین

( ~.) [ ع . ] (اِ.) ناحیه ؛ ج . ارجاء.

(رَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) امیدوار شدن ، امید داشتن . 2 - (اِمص .) امیدواری ، توقع . 3 - (اِ.) امید، آرزو.

(رَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) امیدوار شدن ، امید داشتن . ۲ - (اِمص . ) امیدواری ، توقع . ۳ - (اِ. ) امید، آرزو.
( ~. ) [ ع . ] (اِ. ) ناحیه ، ج . ارجاء.

کلمات مرتبط

  • رجاء بن حیوه
  • رجاء عالم
  • رجاء زفره ای
  • رجاء غزنوی
  • رجاء بن ابی ضحاک
  • رجاء بن منقذ عبدی
  • رأس الرجاء الص
  • رأس الرجاء الصالح
  • ابوالفتح رجاء بن ابراهیم یونسی اصفهانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات