معانی کلمه : رجا
لغت نامه دهخدا
رجا. [ رَ ] (اِخ ) قریه ای است از رستاق سرخس ، و ابوالفضل رجایی بدانجا منسوب است . (از لباب الالباب ). و رجا و دیر تخت و ارضها از رستاق الرودبار است . (از تاریخ قم ص 134).
فرهنگ عمید
۱. (تصوف ) حالتی در سالک که باعث می شود به لطف خداوند امیدوار شود.
۲. [قدیمی] امیدوار بودن، امیدواری، امید.
۲. [قدیمی] امیدوار بودن، امیدواری، امید.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ناحیه جمع ارجائ .
قریه ایست از رستاق سرخس و ابو الفضل رجایی بدانجا منسوب است .
قریه ایست از رستاق سرخس و ابو الفضل رجایی بدانجا منسوب است .
دانشنامه عمومی
نقل قول
رجا ممکن است به موارد زیر اشاره کند :
•
•
wikiquote: رجا
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: rajā) (عربی) (در قدیم) امیدوار بودن، امیدواری ، امید ؛ (در عرفان) امیدواری سالک به لطف خدا .
اسم: رجا (دختر، پسر) (عربی) (تلفظ: rajā) (فارسی: رَجا) (انگلیسی: raja)
معنی: آرزو، امید، توقع، ( در قدیم ) امیدوار بودن، امیدواری، ( در عرفان ) امیدواری سالک به لطف خدا
معنی: آرزو، امید، توقع، ( در قدیم ) امیدوار بودن، امیدواری، ( در عرفان ) امیدواری سالک به لطف خدا
مترادف و متضاد
آرزو، امل، امید، امیدواری، توقع، چشمداشت ≠ یاس
