Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رتت

تلفظ بین المللی : /rˈatat/ تلفظ :‌ [R'atat]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رات
  • راتا
  • راتازی
  • راتانیا
  • راتب
  • راتب افندی
  • راتب خوار
  • راتب پاشا
  • راتبه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رتت . [ رَ ت َ ] (ع مص ) رتوت . کندزبان گردیدن . (ناظم الاطباء). و رجوع به رتوت شود.به این ضبط و معنی در جای دیگر دیده نشد، در فرهنگها رُتَّت به این معنی است ، شاید مبدل همان باشد(؟).

رتت. [ رَ ت َ ] ( ع مص ) رتوت. کندزبان گردیدن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به رتوت شود.به این ضبط و معنی در جای دیگر دیده نشد، در فرهنگها رُتَّت به این معنی است ، شاید مبدل همان...

فرهنگ فارسی

رتوت کند زبان گردیدن

کلمات مرتبط

  • رات
  • راتا
  • راتازی
  • راتانیا
  • راتب
  • راتب افندی
  • راتب خوار
  • راتب پاشا
  • راتبه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات