معانی کلمه : ربیون
لغت نامه دهخدا
ربیون. [ رِب ْ بی یو ] ( ع اِ ) ج ِ رِبّی ( در حالت رفع )، و هم الوف من الناس. قال اﷲ تعالی :و کَاءَیِّن ْ من نبی قاتل معه ربیون کثیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به رِبّی و ربیین شود.
فرهنگ فارسی
جمع ربی و هم الوف من الناس
