Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ربس

تلفظ بین المللی : /rˈabs/ تلفظ :‌ [R'abs]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ربساء
  • ربسه
  • ربسی
  • ذات الرأس
  • ذومائه راس
  • رأس
  • رأس الغول
  • رأس تنها
  • رأس رو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ربس . [ رَ ] (ع ص )کار زشت . || بسیار. (از اقرب الموارد).

ربس . [ رِ ] (ع اِ) بسیاری از مال و جز آن . || سختی و بلا و آسیب . (ناظم الاطباء).

ربس . [ رِ ] (فرانسوی ، اِ) قسمی قماش پنبه ای نازک تر از دبیت . (یادداشت مرحوم دهخدا). یک نوع پارچه ای است که از آن لباس سازند. (ناظم الاطباء)....

فرهنگ فارسی

سختی و بلا یا جمع ربسائ : شداید .

کلمات مرتبط

  • ربساء
  • ربسه
  • ربسی
  • ذات الرأس
  • ذومائه راس
  • رأس
  • رأس الغول
  • رأس تنها
  • رأس رو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات