معانی کلمه : ربت
لغت نامه دهخدا
ربت . [ رُ ب َ ] (ع اِ) ده هزار درهم . (ناظم الاطباء).
ربت . [ رَ ب َ ] (ع مص ) بسته شدن سخن یا عام است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
ربت . [ رُ ب َ ت َ ] (ع حرف ) رُب َّ.رُبَّما. (ناظم الاطباء). رجوع به این دو کلمه شود.
فرهنگ فارسی
رب ربما
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ربو (۲۰ بار)
جمله «رَبَتْ» از مادّه «رُبُوّ» (بر وزن غلو) به معنای افزایش و نمو است و «ربا» نیز از همین ماده است، چرا که «رباخوار» طلب خود را با افزایشی می گیرد.
ربو (۲۰ بار)
جمله «رَبَتْ» از مادّه «رُبُوّ» (بر وزن غلو) به معنای افزایش و نمو است و «ربا» نیز از همین ماده است، چرا که «رباخوار» طلب خود را با افزایشی می گیرد.
wikialkb: رَبَت
