رایگانی. [ ی ْ / ی ِ ] ( ص نسبی ، ق ) رایگان. مفت و آسان. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) ( ارمغان آصفی ) ( از مجموعه مترادفات ص 318 ). مجانی : ببخشش اگر پیش کانی بودهمه بهر او رایگانی بود.فردوسی.کند پیش درویش رامشگری ورا رایگانی کند کهتری.فردوسی.خریدار دارم من از تو بسی به چرا خدمت تو کنم رایگانی.منوچهری.چنان شاهی بچندین کامرانی نگر تا چون تبه شد رایگانی.( ویس و رامین ).اعیان ومقدمان چون بشنیدند این سخن...