Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رایف

تلفظ بین المللی : /rˈɑjef/ تلفظ :‌ [R'Ajef]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • رایف افندی
  • فریدریش ویلهلم رایف ایزن
  • رایفرزشاید
  • رایفرشاید
  • رایفلباخ
  • رایفلینگ
  • رایفنبرگ
  • رایفنسبرگ
  • رایفیزن زندرال بانک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

رایف . [ ی ِ ] (ع ص ) رائف . رأف . رؤف . سخت و بسیار مهربان . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مهربان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ورجوع به رائف شود. || آنکه از امارات شناسد که زمین آب دارد یا نه . (یادداشت مرحوم دهخدا).

رایف . [ ی ِ ] (اِخ ) پسر ابراهیم پاشا و نوه ٔ شیخ الاسلام عارف بک . از وزرای عثمانی بود و در سال 1188 ه...

فرهنگ فارسی

پسر ابراهیم پاشا و نوه شیخ الاسلام عارف بک . از وزرای عثمانی بود و در سال ۱۱۸۸ ق بسمت رئیس الکتاب و بعد به شغل وزارت رسید .

دانشنامه عمومی

سخت و بسیار مهربان

رایف (راینلاند پالاتینات). رایف (به آلمانی: Reiff) یک شهر در آلمان است که در بیتبورگ-پروم واقع شده است.
فهرست شهرهای آلمان
wiki: رایف (راینلاند پالاتینات)

کلمات مرتبط

  • رایف افندی
  • فریدریش ویلهلم رایف ایزن
  • رایفرزشاید
  • رایفرشاید
  • رایفلباخ
  • رایفلینگ
  • رایفنبرگ
  • رایفنسبرگ
  • رایفیزن زندرال بانک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات