Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رایزنی

تلفظ بین المللی : /rɑjzˈani/ تلفظ :‌ [RAjz'ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • رایزنی کردن
  • رایزنی فرهنگی
  • کمیته رایزنی ملی هوانوردی امریکا
  • راهزنی
  • رایانیک
  • رایانیک دان
  • رایانیک شناس
  • رایانیکی
  • رایزن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

رای زنی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل رای زن. مشاوره. مشورت. شور. رای زدن. استشاره. || شغل مستشاری سفارت یا سفارت کبری .

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص . ) مشاورت .

فرهنگ فارسی

عمل و شغل رایزن مشاوره .
عمل رای زن . مشاوره

مترادف و متضاد

counsel (اسم)مشورت، اندرز، رایزنی، تدبیر، مصلحت اندیشی، مشاوره دو نفریadvice (اسم)خبر، اگاهی، نصیحت، مشورت، اندرز، نظر، پند، رایزنی، مصلحت، صوابدید، اطلاعconsultation (اسم)مشورت، رایزنی، مذاکره، مشاوره، همفکری...

کلمات مرتبط

  • رایزنی کردن
  • رایزنی فرهنگی
  • کمیته رایزنی ملی هوانوردی امریکا
  • راهزنی
  • رایانیک
  • رایانیک دان
  • رایانیک شناس
  • رایانیکی
  • رایزن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات