معانی کلمه : رایان
لغت نامه دهخدا
رایان . (اِخ ) کوهی است به حجاز. (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).
رایان . (اِخ ) دهی است بناحیه ٔ اعلم . (منتهی الارب ). قریه ای است از قراء ناحیه ٔ اعلم همدان . (از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
نام شهری است در خط. راجپوتانا واقع در حوزه جودپور .
دانشنامه عمومی
رایان مرکب از راه -اندیشه-راهنما رایان در سانسکریت به معنی شاهزاده کوچولو رایان در ایرلندهم به معنی شاهزاده کوچولو رایان درزبان عبری به معنی دلپذیر ومطبوع رایان در یونان به معنی دری از درهای بهشت رایان در خاورمیانه ی قدیم به مردان رایان می گفتند.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: rāyān) نام کوهی در حجاز و نام شهری و روستایی است .
اسم: رایان (دختر، پسر) (عربی، فارسی) (تلفظ: rayan) (فارسی: رایان) (انگلیسی: rayan)
معنی: نام کوهی در حجاز، راهنما
معنی: نام کوهی در حجاز، راهنما
