( رای آوردن ) رای آوردن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) راه و رسم کاری پیش گرفتن. روی بکاری آوردن. تصمیم به امری گرفتن. بر کاری خاستن و اراده کردن : یک امروز رای پلنگ آوریدز هر سو برانید و جنگ آورید.فردوسی.همی بی من آیین و رای آوریدجهان را به نو کدخدای آورید.فردوسی.سه روز اندرین جنگ رای آوریم سخنهای بهتر بجای آوریم.فردوسی.سخندان چو رای روان آوردسخن از زبان ردان آورد.عنصری.ز رامش سوی دانش آورد رای پژوهشگری ...
فرهنگ فارسی
( رای آوردن ) رای آوردن . یا در اصطلاح انتخابات داشتن رای موافق .