Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رای اوردن

تلفظ بین المللی : /rɑj ovˈordan/ تلفظ :‌ [RAj ov'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رأی آوردن
  • رای آوردن
  • رای دادن یا اوردن
  • راه اوردن
  • روی اوردن
  • ادای کسی را در اوردن
  • تاب چیزی را اوردن
  • خون کسی را بجوش اوردن
  • دل کسی را بدست اوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( رای آوردن ) رای آوردن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) راه و رسم کاری پیش گرفتن. روی بکاری آوردن. تصمیم به امری گرفتن. بر کاری خاستن و اراده کردن : یک امروز رای پلنگ آوریدز هر سو برانید و جنگ آورید.فردوسی.همی بی من آیین و رای آوریدجهان را به نو کدخدای آورید.فردوسی.سه روز اندرین جنگ رای آوریم سخنهای بهتر بجای آوریم.فردوسی.سخندان چو رای روان آوردسخن از زبان ردان آورد.عنصری.ز رامش سوی دانش آورد رای پژوهشگری ...

فرهنگ فارسی

( رای آوردن ) رای آوردن . یا در اصطلاح انتخابات داشتن رای موافق .

کلمات مرتبط

  • رأی آوردن
  • رای آوردن
  • رای دادن یا اوردن
  • راه اوردن
  • روی اوردن
  • ادای کسی را در اوردن
  • تاب چیزی را اوردن
  • خون کسی را بجوش اوردن
  • دل کسی را بدست اوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات