معانی کلمه : راوک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
زلال.
فرهنگ معین
(وَ ) ۱ - (اِ. ) ظرفی که در آن شراب را صاف کنند. ۲ - (ص . ) صاف ، لطیف . ۳ - شراب صاف و بی دُرد.
فرهنگ فارسی
ظرفی که در آن شراب صاف کنند، پالونه
( صفت ) شراب صاف و لطیف
دهیست از دهستان طبیی گرمسیری بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان .
( صفت ) شراب صاف و لطیف
دهیست از دهستان طبیی گرمسیری بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: rāvak) (به مجاز) راوق ، صافی ، پالونه ، جام شراب ؛ (به مجاز) شراب صاف و زلال و (به مجاز) صاف ، زلال .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی رَأَوْکَ: تورا دیدند (ببینند (برای واقعیت حتمی))
ریشه کلمه:
رئی (۳۲۸ بار)
ک (۱۴۷۸ بار)
ریشه کلمه:
رئی (۳۲۸ بار)
ک (۱۴۷۸ بار)
wikialkb: رَأَوْک
