معانی کلمه : راهگشای
لغت نامه دهخدا
راهگشای. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) راه گشا. که راه را بگشاید. که راه باز کند :
گفت کای رخنه بند راهگشای
دولتت بر مراد راه گشای.و رجوع به راه گشادن و راه گشودن شود.
گفت کای رخنه بند راهگشای
دولتت بر مراد راه گشای.و رجوع به راه گشادن و راه گشودن شود.
فرهنگ فارسی
راه گشا . که راه را بگشاید . که راه باز کند .
