Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راهواره

تلفظ بین المللی : /rɑhvˈɑreː/ تلفظ :‌ [RAhv'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • راهوار
  • راهواری
  • اسب راهوار
  • اسب راهوار و رام
  • راهوار بودن
  • راهوارمرغان
  • دِنای ماهواره ای
  • دِنای ماهواره ای خرد
  • دِنای ماهواره ای ریز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

راهواره.[ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) ره آورد. سوغات و ارمغان و راه آورد. ( ناظم الاطباء ). ارمغان و راه آورد. ( از برهان ). ارمغان و هدیه که از سفر برای دوستان آرند. ( رشیدی ) ( آنندراج ) ( بهار عجم ) ( از انجمن آرا ) : دست تهی نیاید گردون بخدمت تومه بر طبق برآرد بر شرط راهواره.اثیرالدین اخسیکتی ( از رشیدی ).رجوع به رهواره و ره آورد و راه آورد شود....

فرهنگ عمید

سوغات.

فرهنگ معین

(رِ ) (اِمر. ) سوغات سفر، ره آورد.

کلمات مرتبط

  • راهوار
  • راهواری
  • اسب راهوار
  • اسب راهوار و رام
  • راهوار بودن
  • راهوارمرغان
  • دِنای ماهواره ای
  • دِنای ماهواره ای خرد
  • دِنای ماهواره ای ریز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات