Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راهنمایی

تلفظ بین المللی : /rˌɑhnamˈɑiː/ تلفظ :‌ [R,Ahnam'Ai:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • راهنمایی جستن
  • راهنمایی غلط
  • راهنمایی غلط کردن
  • راهنمایی نشده
  • راهنمایی کردن
  • راهنمایی کردن با
  • راهنمایی کشتی
  • راهنمایی تحصیلی دوره
  • راهنمایی و رانندگی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

راهنمایی. [ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( حامص مرکب ) راهنمائی. عمل راهنمای.دلالت و هدایت. ( ناظم الاطباء ). ارائه طریق. رهنمایی. رهنمونی. راهنمونی. راهنمون شدن. ارشاد. رهبری. هدی. ( منتهی الارب ) : و راهنمایی شان کرده بود به چنگ زدن به چیزی که هرگز نگسلد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 312 ). و راهنمایی کند او را [ القادر باﷲ را ] بسوی راه راست. ( تاریخ بیهقی چاپ دکتر فیاض ص 308 ).- اداره راهنمایی و رانندگی ؛ نام ا...

فرهنگ عمید

۱. راه نشان دادن به کسی، عمل راهنما.
۲. رهبری، هدایت.
۳. رسیدگی به عبور و مرور وسایط نقلیه.
۴. (اسم ) دورۀ تحصیلی سه ساله بعد از ابتدایی و قبل از دبیرستان.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص . ) عمل راهنما، هدایت ، راهبری . ، ادارة ~ و رانندگی اداره ای که موظف به انتظام رفت و آمد و عبور و مرور وسایل نقلیه است .

فرهنگ فارسی

کمک به ناخدای کشتی در ناوبری در هنگام ورود به بندر و خروج از آن

عمل راهنما هدایت رهبری . یا اداره راهنمایی و رانندگی اداره ای در شهربانی که موظف به انتظام رفت و آمد و عبور و مرور وسایل نقلیه است شعبه تامین وسایل عبور و مرور و وسایل نقلیه .
راهنمائی . عمل راهنمای . دلالت و هدایت . ارائه طریق .

دانشنامه عمومی

راهنمایی به معنی رهبری یا هدایت می تواند به موارد زیر اشاره کند:
دوره راهنمایی تحصیلی، یکی از دوره های تحصیلی در ایران
چراغ راهنمایی
راهنمایی و رانندگی (ایران)
wiki: راهنمایی

مترادف و متضاد

ارشاد، رهنمونی، هدایت

orientation (اسم)اشنایی، راهنمایی، جهت، گرایش، اشناسازی، جهت یابی، توجه بسوی خاورlead (اسم)راهنمایی، سبقت، رهبری، تقدم، سر پوش، مدرک، هدایت، راه آب، سرب، شاقول گلوله، پیش افتaim (اسم)راهنمایی، عمد، هدف، منظور، مقصود، جهت، مراد، مرام، حدس، گمان، رهبری، مقصد، نشانinstruction (اسم)دستورالعمل، راهنمایی، فرمان، اموزش، سفارشadmonition (اسم)تذکر، نصیحت، راهنمایی، سرزنش دوستانه...

فرهنگستان زبان و ادب

{pilotage} [حمل ونقل دریایی] کمک به ناخدای کشتی در ناوبری در هنگام ورود به بندر و خروج از آن

کلمات مرتبط

  • راهنمایی جستن
  • راهنمایی غلط
  • راهنمایی غلط کردن
  • راهنمایی نشده
  • راهنمایی کردن
  • راهنمایی کردن با
  • راهنمایی کشتی
  • راهنمایی تحصیلی دوره
  • راهنمایی و رانندگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات