Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ راهسپر

تلفظ بین المللی : /rˈɑhsapˌar/ تلفظ :‌ [R'Ahsap,aR]
لغت نامه دهخدا
  • راهسپار
  • راسپر
  • راسپری ارکانزاس
  • راستر
  • راستریک
  • راسپوتین
  • راغسر سنه
  • راغسر سنی
  • رامسر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

راهسپر. [ س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) مخفف راهسپار. رهسپار. راه پیما. پیماینده. طی طریق کننده :سوار کش نبود یار اسب راهسپربسردرآید و گردد اسیر بخت سوار.ابوحنیفه اسکافی ( از تاریخ بیهقی ).ما چو یونس بدرون شکم حوت ولیک او بدریا در و ما در دل جو راهسپر.ملک الشعرأبهار.و رجوع به راهسپار و رهسپار شود.- راهسپر دیار عدم شدن ؛ مردن. ( یادداشت مؤلف ).- راهسپر شدن ؛ عازم شدن.عزیمت کردن. رفتن.- راهسپر گشتن ؛ عزیم...

کلمات مرتبط

  • راهسپار
  • راسپر
  • راسپری ارکانزاس
  • راستر
  • راستریک
  • راسپوتین
  • راغسر سنه
  • راغسر سنی
  • رامسر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات