معنی کلمه : راهآب
گویش اصفهانی
تکیه ای: râhow
طاری: rahov / ǰiyov
طامه ای: râhâb
طرقی: rahov
کشه ای: ǰohov
نطنزی: râhow / ǰuvule
کلمات مرتبط
- کورهراه کوهستانی
- از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به حال، او را ندیدهام ( دو سال است که او را ندیده ام).
- اگر فقط یکبار به ده آنها رفته باشید، مهماننوازی مردم آنجا را هرگز فراموش نخواهید کرد.
- ای کاش از همان اول حقیقت ( راستش) را (به او) گفته بودم.
- چطور او را نمیشناسی(اش) !؟
- دارم لباسهایم را می پوشم ( دارم رختم را تنم می کنم).
- ذاتالریه
- سیبها را از درخت چیدند.
- شنیدهام که تو را از خانه بیرون کردهاند.
