Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راه گشا

تلفظ بین المللی : /rˈɑh ɡˈoʃɑ/ تلفظ :‌ [R'Ah g'oSA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • راه گشادن
  • گشاد گشاد راه رفتن
  • راز گشادن
  • راز گشاینده
  • ران گشادن
  • ره گشادن
  • ره گشای
  • دهانه چیزی را گشادتر کردن
  • ادم ناشی بوق را از سر گشادش می زند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راهگشا. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) راهگشای. رجوع به راه گشای شود.

فرهنگ عمید

۱. آن که یا آنچه راه را باز می کند.
۲. [مجاز] مشکل گشا.

فرهنگ فارسی

راهگشای

کلمات مرتبط

  • راه گشادن
  • گشاد گشاد راه رفتن
  • راز گشادن
  • راز گشاینده
  • ران گشادن
  • ره گشادن
  • ره گشای
  • دهانه چیزی را گشادتر کردن
  • ادم ناشی بوق را از سر گشادش می زند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات