معانی کلمه : راه گرفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(گِ رِ تَ ) (مص م . ) راه را سد کردن ، سر راه را گرفتن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) راه را سد کردن سر راه گرفتن
راه رفتن . روانه شدن . راهی شدن . روی بجانب محل یا چیزی آوردن . رفتن . راه بر گرفتن .
راه رفتن . روانه شدن . راهی شدن . روی بجانب محل یا چیزی آوردن . رفتن . راه بر گرفتن .
