راه پیمایی. [ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) راه پیمائی. عمل راه پیما. راه پیمودن. طی طریق کردن. راهنوردی. راهروی. || پیاده برفتن براهی. راهی را بی وسیلتی از وسایل سواری طی کردن.
فرهنگ عمید
پیاده روی، گردش پیاده.
فرهنگ فارسی
عمل راه پیما پیاده روی .
مترادف و متضاد
march(اسم)
پیش روی، روش، راه پیمایی، قدم رو، قدم برداری، گام نظامی، موسیقی نظامی یا مارش