معانی کلمه : رامند
لغت نامه دهخدا
رامند. [ م َ ] (اِخ ) از روستاهای خارج محوطه ٔ بخارا در عهد رودکی بشمار میرفته است . رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 3 ص 109 شود.
فرهنگ فارسی
بلوکی است شامل ده های خروزان خیارج تاکستان اسفرورین یاری آباد . لهجه اهالی آن جالب توجه است .
از روستاهای خارج محوط. بخارا در عهد رودکی .
از روستاهای خارج محوط. بخارا در عهد رودکی .
فرهنگ اسم ها
اسم: رامند (پسر) (فارسی) (هنری) (تلفظ: rāmand) (فارسی: رامَند) (انگلیسی: ramand)
معنی: نام نوایی و لحنی در موسیقی ایرانی، ( اعلام ) ) از روستاهای خارج از محوطه ی بخارا در عهد رودکی، ) یکی از بخش های شهرستان بوئین زهرا در استان قزوین
معنی: نام نوایی و لحنی در موسیقی ایرانی، ( اعلام ) ) از روستاهای خارج از محوطه ی بخارا در عهد رودکی، ) یکی از بخش های شهرستان بوئین زهرا در استان قزوین
