Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رامر

تلفظ بین المللی : /rˈɑmer/ تلفظ :‌ [R'AmeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رامر الاباما
  • رامر تنسی
  • روبرت رامر
  • رامران
  • رامرانی
  • رامری
  • جزیره رامره
  • رامربرگ
  • رامرودی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رامر. [ م َ / م ِ ] ( اِخ ) نام شهری است. ( از منتخب اللغات ). شهری است که ابریق رامری منسوب بدان است. ( برهان ) ( از شرفنامه منیری ) ( از فرهنگ رشیدی ). نام شهری است که در آن کوزه و ابریق های بی نظیر میسازند بغایت زیبا و نیکو، و ابریق و کوزه ٔآن بسیار معروفست. ( از شعوری ج 2 ورق 5 ). احتمال توان داد که مصحف رامز باشد یعنی شهر رامهرمز خوزستان.

فرهنگ فارسی

نام شهری است . شهری است که ابریق رامری منسوب بدان است .

کلمات مرتبط

  • رامر الاباما
  • رامر تنسی
  • روبرت رامر
  • رامران
  • رامرانی
  • رامری
  • جزیره رامره
  • رامربرگ
  • رامرودی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات