معانی کلمه : راما
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
راما (Rama)
در آیین هندو، ششمین تجسد ویشنو. او همچنین قهرمان منظومۀ حماسی رامایانا و نمونۀ اخلاق و تقواست.
در آیین هندو، ششمین تجسد ویشنو. او همچنین قهرمان منظومۀ حماسی رامایانا و نمونۀ اخلاق و تقواست.
wikijoo: راما
فرهنگ فارسی
یکی از تجیلات و اطوار [[وشنو]]. در اساطیر هندی .
دانشنامه عمومی
راما به زبان هندی یعنی خدا
آرام، آرامش. از ریشه رم (ram) آرام، در پارسی باستان رامن (raaman)، در پهلوی رامیشنا (raamishnaa) آسایش.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: rāmā) (سنسکریت) یکی از تجلیات و اطوار ' وشنو '/vichnou/ در اساطیر هندی ؛ (در فارسی) (رام + ا (پسوند نسبت)) ، منسوب به رام . ← رام .
