رافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابن معبد؛ از اصحاب حضرت رسول بود. (از تاج العروس ).
رافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابن عنتره ؛ از صحابه ٔ حضرت رسول بوده است . (از تاج العروس ).
رافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابن حسین . مکنی به ابومغیرة از تابعان بود. رجوع به ابومغیرة رافع شود.
رافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابومحم...
فرهنگ عمید
۱. بردارنده، بلندکننده، بالابرنده. ۲. تقدیم کنندۀ شکایت یا عریضه برای دادخواهی، شاکی. ۳. جاسوس. ۴. از نام های خداوند.
فرهنگ معین
(فِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - بالابرنده ، بلند کننده . ۲ - بردارندة قصه به شاه یا امیر، عرض حال دهنده .
فرهنگ فارسی
بردارنده، بلندکننده، بالابرنده، تقدیم کننده ( اسم ) ۱ - بر دارنده بلند کننده بالا برنده . ۲ - بردارنده قصه بشاه یا امیر یا والی عرض حال دهنده . ۳ - رساننده حدیث به حضرت رسول ( ص ) . ۴ - رفع دهنده کلمه . هندی سید محمد کاظم فرزند ابو القاسم و برادر سید احمد حسین وی از شعرای هندوستان و در خدمت شاه فرخ سیر بود
فرهنگ اسم ها
اسم: رافع (پسر، دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: rāfe‛) (فارسی: رافع) (انگلیسی: rafe) معنی: فرازنده، دادخواه، رساننده حدیث از حضرت رسول ( ص )، ( در قدیم ) رفع کننده، از میان برنده و نابود کننده، برپا دارنده، بلند کننده، آورنده، رساننده، از نام ها و صفات خداوند، ( اعلام ) رافع بن هرثمه [قرن سوم قمری]، سردار عرب در خراسان، ابتدا در دربار طاهریان بود، پس از قدرت یافتن یعقوب لیث و گرفتن نیشابور به...
مترادف و متضاد
resolver(اسم)
رافع، برطرف کننده
soarer(اسم)
رافع
ablative(صفت)
کاهنده، رافع، ازا، صیغه الت، مربوط به مفعول به یا مفعول عنه
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] رافع (ابهام زدایی). رافع ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • رافع بن عبدالله، از یاران امام حسین (علیه السلام) و یکی از شهدای کربلا• رافع بن هرثمه، یا ابن نومَرْد، یکی از سرداران آل طاهر و حاکم خراسان من جانب محمد بن طاهر...wikifeqh: رافع_(ابهام_زدایی)...