Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رافده

تلفظ بین المللی : /rˈɑfedˌeː/ تلفظ :‌ [R'Afed,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ اسم ها
  • راده
  • رافد
  • رافدان
  • رافضه
  • رافعه
  • رافقه
  • رافه
  • رافیه
  • رانده
لغت نامه دهخدافرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

رافدة. [ ف ِ دَ ] (ع ص ) مؤنث رافد. رجوع به رافد شود. || (اِ) آب راهه : کرخه ، آبراهه ٔ شط العرب است . (یادداشت مؤلف ). || نهر یا رودی که بنهر یا رود یا دریایی مدد دهد. ساعده . (یادداشت مؤلف ). || ریزاب . ج ، روافد. (یادداشت مؤلف ). || چوب سقف . ج ، روافد. (از المنجد). (ناظم الاطباء). ج ، رافدات . (ناظم الاطباء). و رجوع به روافد شود.

( رافدة ) رافدة. [...

فرهنگ اسم ها

اسم: رافده (دختر) (عربی) (تلفظ: rāfede) (فارسی: رافِده) (انگلیسی: rafede)
معنی: بخشنده و بزرگوار و ارجمند، یاری کننده، اعانت کننده، ( عربی )

کلمات مرتبط

  • راده
  • رافد
  • رافدان
  • رافضه
  • رافعه
  • رافقه
  • رافه
  • رافیه
  • رانده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات