Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راعس

تلفظ بین المللی : /rˈɑʔes/ تلفظ :‌ [R'A?es]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راعسه
  • ذات الرأس
  • ذومائه راس
  • رأس
  • رأس الغول
  • رأس تنها
  • رأس رو
  • رأس مسلسله
  • رأس های مجاور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راعس. [ ع ِ ] ( ع ص ) مرتعش و افشان. ( از تاج العروس ). || مردی که هنگام خواب سرش را تکان دهد. ( از تاج العروس ). || بعیر راعس ؛ شتری که هنگام راه رفتن سرش را تکان دهد. ( ازتاج العروس ).

فرهنگ فارسی

مرتعش و افشان . یا مردی که هنگام خواب سرش را تکان دهد .

کلمات مرتبط

  • راعسه
  • ذات الرأس
  • ذومائه راس
  • رأس
  • رأس الغول
  • رأس تنها
  • رأس رو
  • رأس مسلسله
  • رأس های مجاور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات