کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : راستگوی
تلفظ بین المللی :
/rɑstɡˈuje/
تلفظ :
[RAstg'uje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
راستگویی
راستگویان
حکم راستگویی
راستگویی و صداقت
همراه با راستگویان
راستگو
راستگیر
راستگری
الهه راستگو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
راستگوی. ( نف مرکب ) راستگو. صادق. راست گفتار. صادق الوعد: بَرّ؛ راستگوی. ( یادداشت مؤلف ). صادق ؛ راستگوی. ( منتهی الارب ). صدیق ؛ راستگوی. ( ناظم الاطباء ). صدوق ؛ راستگوی. صِدّیق ؛ بسیار راستگوی. ( از منتهی الارب ) : سوی کعبه آذر آرید روی بفرمان پیغمبر راستگوی.دقیقی.بدو گفت جاماسب کای راستگوی جهانگیر و شیراوژن و نامجوی.فردوسی.بسی آفرین کرد پیران بر اوی که ای شاه نیک اختر راستگوی.فردوسی.نگه کرد...
فرهنگ فارسی
راستگو . صادق
( راستگو ی )
( صفت ) آنکه راست گوید صادق . مقابل دروغگو ( ی ) کاذب .
کلمات مرتبط
راستگویی
راستگویان
حکم راستگویی
راستگویی و صداقت
همراه با راستگویان
راستگو
راستگیر
راستگری
الهه راستگو
نظرات