معانی کلمه : راست راست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دور از خمیدگی نهایت مستقیم و آخته بی کجی .
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> راست راست
آشکار / علنی و بدون داشتن شرم کاری را انجام دادن
مثال:
مردکه ی بی شرم همین طور راست راست توی چشم آدم نگاه می کنه و دروغ می گه.
آشکار / علنی و بدون داشتن شرم کاری را انجام دادن
مثال:
مردکه ی بی شرم همین طور راست راست توی چشم آدم نگاه می کنه و دروغ می گه.
