Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راست راست

تلفظ بین المللی : /rˈɑst rˈɑst/ تلفظ :‌ [R'Ast R'Ast]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیاصطلاحات
  • راست راست راه رفتن
  • راست راست گشتن
  • راست
  • راست اب
  • راست اب پی
  • راست اب پی کوچک
  • راست اعتقاد
  • راست امدن
  • راست انداختن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیاصطلاحات

لغت نامه دهخدا

راست راست. ( ق مرکب ) دور از خمیدگی. نهایت مستقیم و آخته. بی کجی. || در تداول عامه بی پروا، بی اعتنا، آشکار، علنی. و در ترکیبات زیر بدین معانی آید:- راست راست رفتن و برگشتن ؛ برای انجام دادن کاری سرسری و بدون دقت و اعتنا رفتن و بی نتیجه برگشتن. زیربار کار و زحمتی نرفتن. و رجوع به راست راست گشتن شود.- راست راست گشتن یا راست راست راه رفتن ؛ ول گشتن. تن بکاری ندادن. بشغل و حرفه و پیشه ای نپرداختن. زی...

فرهنگ فارسی

دور از خمیدگی نهایت مستقیم و آخته بی کجی .

اصطلاحات

معنی اصطلاح -> راست راست
آشکار / علنی و بدون داشتن شرم کاری را انجام دادن
مثال:
مردکه ی بی شرم همین طور راست راست توی چشم آدم نگاه می کنه و دروغ می گه.

کلمات مرتبط

  • راست راست راه رفتن
  • راست راست گشتن
  • راست
  • راست اب
  • راست اب پی
  • راست اب پی کوچک
  • راست اعتقاد
  • راست امدن
  • راست انداختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات