Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راز جوی

تلفظ بین المللی : /rˈɑz dʒˈuːj/ تلفظ :‌ [R'Az dZ'u:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راه جوی
  • اب رفته را به جوی بازاوردن
  • راه جویان
  • راه جوینده
  • راه اصلی جویبار
  • رای جویی
  • سامانۀ جابه جایی ثابت هادی راه
  • جای چیزی را عوض کردن
  • جای چیزی را معین کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رازجوی. ( نف مرکب ) تفتیش کننده اسرار. ( ناظم الاطباء ). جوینده راز. طلب کننده سر. جویای نهانی ها : شنید این سخن مردم رازجوی که ضحاک را زو چه آمد بر اوی.فردوسی.برهمن چنین داد پاسخ بدوی که ای پاکدل مهتر رازجوی.فردوسی.از آن رازجویان پنهان پژوه یکی را بخود خواند هاتف ز کوه.نظامی....

فرهنگ فارسی

تفتیش کنند. اسرار . جویند. راز . طلب کنند. سر جویای نهانی ها .

کلمات مرتبط

  • راه جوی
  • اب رفته را به جوی بازاوردن
  • راه جویان
  • راه جوینده
  • راه اصلی جویبار
  • رای جویی
  • سامانۀ جابه جایی ثابت هادی راه
  • جای چیزی را عوض کردن
  • جای چیزی را معین کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات