Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رادم

تلفظ بین المللی : /rˈɑdam/ تلفظ :‌ [R'Adam]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رادمان
  • رادمرد
  • رادمردی
  • رادمنش
  • رادمرد حسن
  • رادمردان
  • رادمنش رضا
  • رادمن
  • رادمهر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رادم. [ دُ ] ( اِخ ) یکی از شهرهای لهستان و دارای 62519 تن سکنه است. و حومه آن نیز 196200 تن جمعیت دارد، در این شهر کارخانه های ذوب آهن و ریسندگی و پوست پیرایی وجود دارد.

فرهنگ فارسی

شهریست در لهستان در شمال ناحیه کیلس دارای ۱۸٠٠٠٠ تن سکنه .مرکز چدن سازی محصولات شیمیایی و چرم سازیست .

کلمات مرتبط

  • رادمان
  • رادمرد
  • رادمردی
  • رادمنش
  • رادمرد حسن
  • رادمردان
  • رادمنش رضا
  • رادمن
  • رادمهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات